مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )
326
نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )
بطن ارض . در آن مقاماتى كه ظهورات « 187 » هويّت حق در آن است ، [ با ] آن « 188 » خواهد بود . و اگر به موت ارادى ، به حكم موتوا قبل ان تموتوا بميرد ، هم در بطن ارض با حضرت الهيّت در مشاهده است . ( و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرى ) لاختلاف الوجوه . يعنى : چون گفته شد كه : بطن ارض ، ملكوت ارض است ، و از ظاهر - كه ملك است - به باطن روند - كه ملكوت است - اشارت كرد كه : آمدن از ملكوت بود - كه باطن است - به ملك - كه ظاهر است - باز رفتن به همان راه بايد كه باشد ؛ « مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى » « 189 » يعنى : كما أخرجناكم من عالم الملكوت الى عالم الملك كذلك نعيدكم اليه و نخرجكم تارة اخرى ليوم القيمة . پس ابتداى دوريّت اخرويت از « بقاء بعد الفناء في اللّه » باشد به وجود حقّانى سرمدى . و بعد از آن نداى « خلود و لا موت » در دهد ؛ سعداء در نعيم سعادت . و اشقياء در حجيم شقاوت . . . و اين باشد معنى « اعادت » . و شايد كه چنين گوئيم در معنى « وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى » كه : مكتسيا خلع الأعمال الحسنة و ملتبسا بهيآت العلوم الحقيقيّة الّتي صارت ملكة في نفوسكم .
--> ( 187 ) - ن : كه ظهور است ( ك ) . ( 188 ) - هويت حق در آن ( بطن ارض ) است - يعنى ملكوت ارض - به آن ( يعنى : با آن تن انسان ) خواهد بود . منظور آنكه : ظهورات نور حق باز هم در بطن زمين به او مىرسد ، و همراه او خواهد بود و هرگز از نور حق جدا نمىشود . اين وضع جسم اوست . و روح او هم كه در عالم بالا در مشاهدهء حق است ، باز همچنان . . . ( 189 ) - ق ( س 20 - 55 ) منها .